[دَ] (مص) خیساندن. تر نهادن. نم کردن. فژغردن. فرغاردن. آغشتن. فروشدن آب و نم در چیزی. خیسیدن. نم کشیدن. نرم شدن. فروبردن آب و نم در جسمی، از زمین و جز آن :
(دَ)۱ - (مص م.)خیساندن، نم دادن. ۲- آمیختن. ۳- سرشتن. ۴- (مص ل.) نم کشیدن، خیسیدن. ۵- تراویدن.