آش پشت پا
معنی
(ش ِ پُ تِ) (اِمر.) آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست میکنند و به فقرا میدهند.
جست و جوی دقیق
آش پشت پا
فرهنگ معین
(ش ِ پُ تِ) (اِمر.) آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست میکنند و به فقرا میدهند.
آش پشت پا
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آش پشت پا
(ا/مر/اصط)جێشتێکبووەلەڕۆژی سێهەمی ڕۆیشتنی سەفەرکردوو دەیاندا جیرانان،
(ا/مر/اصط)جێشتێکبووەلەڕۆژی سێهەمی ڕۆیشتنی سەفەرکردوو دەیاندا جیرانان،
آش پشت پا
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آشِ/پُشتِ/پا/
اسم مرکب:
آشپشتپا
1. (مجاز): آش رشتهای که بعد از رفتن مسافر، بستگان او به نیّت سلامت و خوشی او در (سفر) میپزند و میان خویشان و دیگران پخش میکنند.
2. :در اندیشه (آش) پشتپایی بودم که برایم خواهند پخت. «(آلاحمد)»
3. آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست میکنند و به (فقرا) میدهند. مترادفها: (آش پیش پا)، (آش چهلم)، (آش خوردن)، (آش در هم جوش)، (آش دندانی) ، (آش دهن سوز)، (آش بردن)، (آش شلم شوربا)، (آش شله قلم کار)، (آش کشک خاله)، (آش گل گیوه)، (آش همان آش)، (آش یک وجب روغن)
فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آشِ/پُشتِ/پا/
اسم مرکب:
آشپشتپا
1. (مجاز): آش رشتهای که بعد از رفتن مسافر، بستگان او به نیّت سلامت و خوشی او در (سفر) میپزند و میان خویشان و دیگران پخش میکنند.
2. :در اندیشه (آش) پشتپایی بودم که برایم خواهند پخت. «(آلاحمد)»
3. آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست میکنند و به (فقرا) میدهند. مترادفها: (آش پیش پا)، (آش چهلم)، (آش خوردن)، (آش در هم جوش)، (آش دندانی) ، (آش دهن سوز)، (آش بردن)، (آش شلم شوربا)، (آش شله قلم کار)، (آش کشک خاله)، (آش گل گیوه)، (آش همان آش)، (آش یک وجب روغن)
فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن
آش پشت پا
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آشِ پشتِ پا نام گونهای آش و سنتی ایرانی بین عامه است به این ترتیب که خانوادهٔ شخص مسافر، سه روز پس از رفتن او این آش را میپزند و به خویشاوندان، همسایگان یا فقیران میدهند و اعتقاد دارند برای مسافر شگون میآورد. به آئین و رسم پختن آش پشت پا، «پشت پاپزان» گفته میشود. این آش اغلب از حبوبات و سبزیجات مرسوم آش به همراه ادویه و معمولاً کشک تهیه میشود.