آشپز
معنی
(پَ) (ص فا.) آن که شغلش پخت غذاست ؛ طباخ.
هممعنا / پادمعنا
- پزنده، خوالگیر، خوراکپز، خورشگر، دیگپز، طباخ
جست و جوی دقیق
آشپز
فرهنگ معین
(پَ) (ص فا.) آن که شغلش پخت غذاست ؛ طباخ.
آشپز
فرهنگ دهخدا
[پَ] (نف مرکب) آنکه شغلش پختن طعام است. خوالیگر. خوالگر. دیگ پز. مطبخی. طباخ. باورچی. پزنده. خوراک پز. خورده پز.
- امثال: آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی مزه.
- امثال: آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی مزه.
آشپز
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آشپز
(افا)ئازپیش، ئاشباز، ئاشپەز، ئاشچی، تهبباخ، چاشتکەر، چێشتکەر، چێشتلێنەر، زادلێن، شیڤلێنەر، شێوکەر، گرارلێن،
(افا)ئازپیش، ئاشباز، ئاشپەز، ئاشچی، تهبباخ، چاشتکەر، چێشتکەر، چێشتلێنەر، زادلێن، شیڤلێنەر، شێوکەر، گرارلێن،
آشپز
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئازپیش,ئاشپهز,ئاشچی,چێشتکهر
آشپز
واژگان مصوب فرهنگستان
[گردشگری و جهانگردی] Cook
شخصی که حرفه او آشپزی است
شخصی که حرفه او آشپزی است
آشپز
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آش/پَز/
صفت فاعلی:
آشپز
1. آنکه شغلش پخت غذا بوده و در (آشپزخانه) کار میکند؛ یا آنکه (غذا) میپزد. (طباخ). واژههای مشتق شده: (آشپزی)، (آشپزخانه)، (آشپزباشی)، (آشپزان)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
فارسی
آوایش:
/آش/پَز/
صفت فاعلی:
آشپز
1. آنکه شغلش پخت غذا بوده و در (آشپزخانه) کار میکند؛ یا آنکه (غذا) میپزد. (طباخ). واژههای مشتق شده: (آشپزی)، (آشپزخانه)، (آشپزباشی)، (آشپزان)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
آشپز
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آشپزی یک شغل است و فرد آشپز کار تهیه و آمادهسازی غذا را به عهده دارد. در بعضی از کشورها مانند آلمان، اتریش، سوئیس و کانادا برای کسب عنوان آشپزی، فرد باید بعد از سه سال کارآموزی در آزمونی شرکت کند، و در صورت قبولی در آزمون مورد نظر میتواند این عنوان را کسب کند.