آشوبگر

معنی
هم‌معنا / پادمعنا
  1. آشوب‌طلب، اخلالگر، بلواطلب، شورشگر، فتنه‌جو، مخل،
  2. مفتن، مفسده‌جو، هلالوش‌جو
  3. دلبر، دلفریب، فتان، فتنه‌انگیز ≠ آشتی‌طلب، سازشگر، مصلح
جست و جوی دقیق

آشوبگر

فرهنگ معین

آشوبگر

واژه‌نامه کاوه (فارسی به کردی)

آشوبگر

واژه‌نامه هژار (فارسی به کردی)

آشوبگر

واژه‌نامه آزاد ویکی پدیا