آشفتن

معنی
هم‌معنا / پادمعنا
  1. آشوب‌به‌پاکردن، برآشفتن، به‌هیجان‌آمدن، پریشان‌شدن، خشمگین‌شدن، شوریدن، متلاطم‌شدن، مشوش‌شدن، ناراحت‌شدن
جست و جوی دقیق

آشفتن

فرهنگ معین

آشفتن

فرهنگ دهخدا

آشفتن

واژه‌نامه کاوه (فارسی به کردی)

آشفتن

واژه‌نامه هژار (فارسی به کردی)

آشفتن

واژه‌نامه آزاد ویکی پدیا