آشتالنگ
معنی
(لَ) (اِ.) کعب. استخوان پاشنه پا.
جست و جوی دقیق
آشتالنگ
فرهنگ معین
(لَ) (اِ.) کعب. استخوان پاشنه پا.
آشتالنگ
فرهنگ دهخدا
[لَ] (اِ) اَشتالنگ. شتالنگ. کعب :
صفات... آن کودک چه گویم خود که آن کودک
همه...است و... و... ز سر تا آشتالنگش.
سوزنی.
صفات... آن کودک چه گویم خود که آن کودک
همه...است و... و... ز سر تا آشتالنگش.
سوزنی.
آشتالنگ
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آشتالنگ
(ا)جگ، چوو، قاپ، میچ،
(ا)جگ، چوو، قاپ، میچ،
آشتالنگ
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
1. تغییرمسیر (اشتالنگ)