آسیابک
معنی
[بَ] (اِخ) نام قریه ای در زرند.
جست و جوی دقیق
آسیابک
فرهنگ دهخدا
[بَ] (اِخ) نام قریه ای در زرند.
آسیابک
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آسیابَک/
اسم مرکب:
آسیابک
1. (جانوری): حشرهای شبیه (سنجاقک) که با آن خویشاوندی نزدیک دارد، ولی بدن آن کلفتتر از سنجاقک است.
2. مصغر (آسیاب)، آسیای کوچک.
3. (قدیم): چرخ، فلک.
4. :هزار سال آسمان و (اختران) را در مدار و سَیر به شیب و بالا باید کندن، تا از این آسیابک دانهای درست ... بیرون افتد. «(خاقانی).
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آسیابَک/
اسم مرکب:
آسیابک
1. (جانوری): حشرهای شبیه (سنجاقک) که با آن خویشاوندی نزدیک دارد، ولی بدن آن کلفتتر از سنجاقک است.
2. مصغر (آسیاب)، آسیای کوچک.
3. (قدیم): چرخ، فلک.
4. :هزار سال آسمان و (اختران) را در مدار و سَیر به شیب و بالا باید کندن، تا از این آسیابک دانهای درست ... بیرون افتد. «(خاقانی).
فرهنگ بزرگ سخن
آسیابک
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آسیابکها حشراتی هستند که گونه ای از سنجاقکها بوده و ظاهری تقریباً مشابه سنجاقک دارند. این حشرات نیز شکارچی هستند و معمولاً در نزدیکی و روی آب استخرها، جویبارها، با پروازهای بلند و سریع خود قابل تشخیص هستند.