(اِ) دستگاهی خرد کردن و آرد کردن حبوب یا گچ و آهک و مانند آن، یا گرفتن روغن و شیرهء نبات و جز آن را. رحی. طاحونه. آس. آسیاو. این کلمه بر همهء انواع از بادی و آبی و دستی و ستوری اطلاق شود : و ایشان را [ مردم سیستان را ] آسیاها است بر باد ساخته. (حدودالعالم).

(اِ) هر یک از دندانهای سرپَخ و درشت که خوردنی خشک و سخت را نرم و خرد کند، و شمار آن در آدمیان بیست باشد، ده در فک زبرین و ده دیگر در فک زیرین و جای آنها در پی ضواحک است. و نام هر یک از آن ده کرسی و به عربی طاحنه و رحی و مجموع آن طواحن و ارحاء باشد.

(اِخ) (کلمهء یونانی. ابوریحان بیرونی) و آن نام یکی از پنج برّ زمین است و آسیای کبری همانست(1). و این قطعه از چهار خشکی دیگر زمین بزرگتر باشد. آسیا قدیمترین ناحیهء مسکون و مهد تمدن بشر است و حدود آن از شمال اوقیانوس منجمد و از مشرق اوقیانوس کبیر و دریای برنگ (برینگ) و از جنوب دریای چین و اقیانوس هند و از مغرب دریای احمر و ترعهء سوئز و مدیترانه باشد. این قاره چهار بار و نیم از اروپا بزرگتر است (45 میلیون کیلومترمربع) و از ضمایم آن بحر خزر و کوههای اورال است. این برّ در قدیم بقسمتهای زیرین منقسم میشده است: آسیای صغیر. ارمینیه. خراسان (پارتیا یا باختر). بین النهرین (آرام نهرین. آرام ناهارائیم). بابل یا کلده. آشور و سوریه و کُلشید و عربستان و ایران و هندوستان و سیتی یا سارمانی (ممالک مردم سین یا چین). و ممالک کنونی آن آسیای روس (سیبری و قفقاز). منچوریا. مغولستان. تبت. ترکیه. سوریه. فلسطین. بین النهرین. عربستان (عراق عرب). ایران. افغانستان. بلوچستان. ترکستان. هندوستان. بیرمانی. سیام. کامبوژ. آنام. تُنکن. هندوچین. چین. کره. ژاپن و مالاکاست(2). و مردم آن در حدود 953 میلیون است.

[ په. ] (اِمر.) ۱- آسیاب. ۲- هر یک از دندان‌های عقب دهان، که تعداد آن‌ها ده عدد در هر فک می‌باشد. ۳- (اِخ) [ یو. ] بزرگ ترین و پرجمعیت ترین قاره دنیا.

آسیاب، آسک، آس، چرخاب طاحنه، کرسی ≠

[دختر] بزرگترین قاره از قاره‌های پنج‌گانه جهان

ﻟﻮﮎ ﺍﻭﻳﺘﻨﻬﺎﻭ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﺳﻴﺎ: ﺳﻔﺮ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎ ﺁﻣﺪﻩ: ﺁﺳﻴﺎ: ﺑﺰﻭﺩﻱ ﭘﻮﻝ ﺩﺭﻭ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ. ﺁﺳﻴﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﻱ ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ: ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺳﻔﺮﻱ ﺩﺭ ﺁﺳﻴﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ: ﺑﺎ ﻳﻚ ﺩﻭﺳﺖ ﺟﺪﻳﺪ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﺪ. ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺩﻳﮕﺮﺑﻪ ﺁﺳﻴﺎ ﺳﻔﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ: ﺭﻧﺞ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺘﻲ ﺭﺍ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ. ﺍﺯ ﺁﺳﻴﺎ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﺪ: ﻳﻚ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﻋﺸﻘﻲ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺷﻤﺎﺳﺖ. ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻴﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﺳﻴﺎ ﺗﺒﻌﻴﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﺪ: ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﻲ