آسوده کاری
معنی
[دَ / دِ] (حامص مرکب)عطلت. بیکاری :
دلم بگرفت از این آسوده کاری
که آسایش بود بنیاد خواری.
(ویس و رامین).
دلم بگرفت از این آسوده کاری
که آسایش بود بنیاد خواری.
(ویس و رامین).
جست و جوی دقیق
آسوده کاری
فرهنگ دهخدا
[دَ / دِ] (حامص مرکب)عطلت. بیکاری :
دلم بگرفت از این آسوده کاری
که آسایش بود بنیاد خواری.
(ویس و رامین).
دلم بگرفت از این آسوده کاری
که آسایش بود بنیاد خواری.
(ویس و رامین).
آسوده کاری
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آسودهکاری
(حامص)بێکاری، بێکاربوون، بهتاڵی، بێشۆلی، بێکارڕابواردن، پووچی، مێشخەساندن(بـ)، مێشقهپاندن، مێشەڕەوی،
(حامص)بێکاری، بێکاربوون، بهتاڵی، بێشۆلی، بێکارڕابواردن، پووچی، مێشخەساندن(بـ)، مێشقهپاندن، مێشەڕەوی،