(اِ) درگاه. درگه. آستانه. وصید. فِناء. سُدّه. کفش کن. جناب. عتبه. ساحت. حضرت. کریاس (بفارسی). اُسکفه. گذرگاه. و آن قسمت پیشین خانه باشد پیوستهء بدر :
(اِ.) ۱- درگاه، پیشگاه. ۲- کفش کن.
(ص.) ستان، به پشت خوابیده.
آستانه، پیشگاه، جناب، حضرت، حضور، درگاه، عتبه، محضر