آساد
معنی
(ع اِ) جِ اَسَد.
جست و جوی دقیق
آساد
فرهنگ دهخدا
(ع اِ) جِ اَسَد.
آساد
فرهنگ نامها
[پسر] (در اعلام) پسر مهر گشسب ، پدر فرخ داد پارسی ؛ (در عربی) آساد جمع اَسَد است به معنی شیرها و شیران
آساد
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/آساد/
اسم:
آساد
1. شیرها، (شیران). جمع (اسد).
2. :آن گورانِ خر طبع را گور، سوی مرابض آساد میدواند. «(زیدری)» کهن واژه:
3. آساد ممکن است در (زبان معیار باستان) به دو بخش (آس) - (آد) قابل تجزیه باشد؛ و به معنی طلب شهرت، جویای نام و مانند آنها بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ شمس
عربی
آوایش:
/آساد/
اسم:
آساد
1. شیرها، (شیران). جمع (اسد).
2. :آن گورانِ خر طبع را گور، سوی مرابض آساد میدواند. «(زیدری)» کهن واژه:
3. آساد ممکن است در (زبان معیار باستان) به دو بخش (آس) - (آد) قابل تجزیه باشد؛ و به معنی طلب شهرت، جویای نام و مانند آنها بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ شمس