[دَ] (مص) آژدن. آژیدن. آجدن. آجیدن. || رنگ کردن. و بدین معنی شاید مصحف رزیدن باشد. || آزار دادن. آزردن. (برهان).

(دَ) (مص م.) آژیدن، آجیدن.