[مَ] (ص مرکب) حریص. مولع. شَرِهْ. طامع. آزور. صاحب آز. آزناک. طمعکار. پرخواه. ولوع :

(مَ) (ص مر.) حریص، طمع کار.

آزناک، آزور، حریص، طماع، طمعکار، مولع ≠ قانع

واژه های نزدیک