[زَ] (ص مرکب) آزرمگِن.
(~.) (ص مر.) باحیا، باشرم.
باحیا، پرآزرم، خجل، شرمرو، شرمسار، شرمگین، محجوب باتقوا، عفیف ≠ بیحیا