آزرده خاطر
معنی
دلگیر؛ رنجیده
برابر فارسی
- آزرده خاطر
جست و جوی دقیق
آزرده خاطر
فرهنگ سره
دلگیر؛ رنجیده
آزرده خاطر
فرهنگ دهخدا
[زَ دَ / دِ طِ] (ص مرکب)رنجیده.
آزرده خاطر
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آزُرده/خاطِر/
صفت:
آزردهخاطر
1. (مجاز): ویژگی آنکه از چیزی رنجیده و دچار غم و ناراحتی است.
2. :تا مدتها از حرفهایش آزرده خاطر بودم.
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آزُرده/خاطِر/
صفت:
آزردهخاطر
1. (مجاز): ویژگی آنکه از چیزی رنجیده و دچار غم و ناراحتی است.
2. :تا مدتها از حرفهایش آزرده خاطر بودم.
فرهنگ بزرگ سخن