[زَ دَ] (مص) رنجیدن. دلگیر شدن. دلتنگ شدن. رنجیده شدن. متأثر گشتن. تأذّی. ملول شدن. متألم گردیدن. آزرده شدن. دلخور شدن :

(زُ دَ) ۱- (مص ل.) رنجیدن. ۲- (مص م.) رنجانیدن.

آزاردادن، اذیت‌کردن، افسردن، خستن، رنجاندن ≠ نواختن

واژه های نزدیک