[مَ] (ص مرکب) آزاده. حرّ. (دهار). جوانمرد. اصیل. نجیب. صاحب نسب بلند. شریف. کریم. نبیل :

[مَ] (اِخ) لقب لهراسب. (مجمل التواریخ).

[مَ] (اِخ) نام عامل حجاج بن یوسف ثقفی که شهر فسا را در فارس تجدید عمارت کرد و شکل آن را که مثلث بود بگردانید. (از نزهه القلوب).

فرهنگ معین

آزادمرد

(مَ)(ص مر.)۱ - جوانمرد. ۲- اصیل، نجیب. ۳- ایرانی.