آریستوکراسی
معنی
(~.) [ یو. ] (اِ.) نژاده سالاری، حکومت اشراف و اعیان (در فلسفه سیاسی یونان به معنای حکومت کسانی بود که از لحاظ کمال انسانی از دیگران برترند).
برابر فارسی
- آریستوکراسی
جست و جوی دقیق
آریستوکراسی
فرهنگ معین
(~.) [ یو. ] (اِ.) نژاده سالاری، حکومت اشراف و اعیان (در فلسفه سیاسی یونان به معنای حکومت کسانی بود که از لحاظ کمال انسانی از دیگران برترند).
آریستوکراسی
فرهنگ سره
نژاده خواهی
آریستوکراسی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آریستوکراسی
(فر/حامص)ئاریستوکراسی، چینی بەڕێزانو نهجیبان، حکوومهتی چینی دەوڵەمەندانو نهجیبانو بەڕێزان،
(فر/حامص)ئاریستوکراسی، چینی بەڕێزانو نهجیبان، حکوومهتی چینی دەوڵەمەندانو نهجیبانو بەڕێزان،
آریستوکراسی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
یونانی
آوایش:
/آریستوکراسی/
اسم مرکب:
آریستوکراسی
1. (سیاسی): نظامی مبتنی بر حکومت (اشراف). (آریستوکرات).
2. نژاده سالاری، حکومت اشراف و اعیان (در فلسفه سیاسی یونان به معنای حکومت کسانی بود که از لحاظ کمال انسانی از دیگران برترند). شایسته سالاری/ حکومت دانایان و نخبگان.
فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن
یونانی
آوایش:
/آریستوکراسی/
اسم مرکب:
آریستوکراسی
1. (سیاسی): نظامی مبتنی بر حکومت (اشراف). (آریستوکرات).
2. نژاده سالاری، حکومت اشراف و اعیان (در فلسفه سیاسی یونان به معنای حکومت کسانی بود که از لحاظ کمال انسانی از دیگران برترند). شایسته سالاری/ حکومت دانایان و نخبگان.
فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن
آریستوکراسی
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
حکومت دانایان یا آریستوکراسی نظریه و عمل گروهی نخبه در امرِ حکومت است. این گروه از نظر فرمانروایی شایستهترینِ همه قلمداد میشوند. البته در برخی موارد ارث و میراث هم مشاهده شدهاست. این معنی اصلی اصطلاح است که حاوی توجیهی اخلاقی برای حاکمیت چنین نخبگانی است. پیدا کردن معیارهای پذیرفتنی برای همگان که براساس آنها بتوان گفت گروه «بهین» در یک جامعهٔ معین چه کسانی هستند، البته بسیار دشوار است و در عمل هم چنین معیارهایی را به ندرت به کار گرفتهاند. در دنیای مدرن امروزی کشور ایالات متحده آمریکا در تمام ارگانها و نهادهای فدرال خود از سیستم نخبه سالاری تابعیت میکند. حکومت مقابل آریستوکراسی الیگارشی است. افلاطون میانِ فیلسوف سالاری و نخبهسالاری با عبارات زیر فرق گذاشته بود: «انتخاب بر اساس خرد، فیلسوف سالاری و انتخاب بر اساسِ شایستگی و خِرد نخبهسالاری است. همچنین، افلاطون بر این عقیده بود که هنر (یا فضیلت) معرّف نخبهسالاری است، همان گونه که ثروت معرف اشرافسالاری و آزادی معرف مردمسالاری میباشد.» با این وجود، در بسیاری موارد کلمهٔ نخبهسالاری با خردسالاری مترادف فرض میشود. * در عرف، حکومتهای موروثی و حکومتی را «نخبهسالار» میخوانند که قدرتِ دولت در آن مطلق و در دست طبقهٔ ممتاز باشد و آن طبقه حاکمیت را از راه وِراثت و امتیازهای طبقهای در دست گرفته باشد و دیگر طبقات را در آن راه نباشد. این نوع حکومت امروزه در کمتر جای جهان دیده میشود و جای خود را به دیکتاتوریهای اشرافسالارانه سپردهاست. * آریستوکراسی (نخبهسالاری) از ریشهٔ یونانی aristos kratia به معنای بهترین حکومت یا حکومت بهینکَسان آمدهاست. درحال حاضر، ایالات متحده آمریکا برای انتخابات ریاست جمهوری از سیستمی شبهآریستوکرات استفاده میکند که با نام مجمع گزینندگان شناخته میشود.