آرنده
معنی
[رَ دَ / دِ] (نف) مخفف آورنده :
فرستاده آرندهء نامه بود
مرا پاسخ نامه این جامه بود.فردوسی.
فرستاده آرندهء نامه بود
مرا پاسخ نامه این جامه بود.فردوسی.
جست و جوی دقیق
آرنده
فرهنگ دهخدا
[رَ دَ / دِ] (نف) مخفف آورنده :
فرستاده آرندهء نامه بود
مرا پاسخ نامه این جامه بود.فردوسی.
فرستاده آرندهء نامه بود
مرا پاسخ نامه این جامه بود.فردوسی.
آرنده
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آرنده
(افا)هێن، هێنەر،
(افا)هێن، هێنەر،
آرنده
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آرَنده/
صفت:
آرنده
1. مخفف (آورنده).
2. :فرستاده آرندهٔ نامه بود/ ... «(فردوسی)»
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آرَنده/
صفت:
آرنده
1. مخفف (آورنده).
2. :فرستاده آرندهٔ نامه بود/ ... «(فردوسی)»
فرهنگ بزرگ سخن