آردتوله
معنی
[لَ / لِ] (اِ مرکب) آردهاله :
آن آردتوله خور که بمن لوت خوار گفت
چون ماستابه پخت ز من عذرها بخواست.
بسحاق اطعمه.
آن آردتوله خور که بمن لوت خوار گفت
چون ماستابه پخت ز من عذرها بخواست.
بسحاق اطعمه.
جست و جوی دقیق
آردتوله
فرهنگ دهخدا
[لَ / لِ] (اِ مرکب) آردهاله :
آن آردتوله خور که بمن لوت خوار گفت
چون ماستابه پخت ز من عذرها بخواست.
بسحاق اطعمه.
آن آردتوله خور که بمن لوت خوار گفت
چون ماستابه پخت ز من عذرها بخواست.
بسحاق اطعمه.
آردتوله
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آردتوله
(ا/مر)ئاردەوا، ئاردیبلەماج، پرپۆڵە، پەڵوولە،
(ا/مر)ئاردەوا، ئاردیبلەماج، پرپۆڵە، پەڵوولە،