[یِ] (اِمص، اِ) (از پهلوی آرایشن) اسم مصدر آراستن. زیب. زینت. تدبیج. زیور. جمال. زَین. زبرج. حلیه. (دهّار). زهره. تنقیش. زخرف. تجمل. تزیین. تزین. تحلی. تقین. پیرایه :
(ی ِ)(اِمص.) ۱- زیب و زینت. ۲- آماده شدن و صف کشیدن سپاه. ۳- تصنع، ظاهر - سازی. ۴- زیبا کردن چهره.
بزک، توالت حلیه، زیب، زینت، زیور