[دَ] (مص) آرمیدن. استراحت کردن. آسودن. ساکن شدن. (زمخشری). آسایش یافتن. سکون. استقرار. اسکان. (زوزنی). بیارامیدن. قرار گرفتن :

فرهنگ معین

آرامیدن

(دَ) (مص ل.)۱ - خفتن، استراحت کردن. ۲- قرار یافتن، آرام شدن. ۳- صبر کردن.