[مِ] (اِمص) اسم مصدر از آرامیدن. سکون. آرمِش :
(مِ) ۱- (اِمص.) آرامیدن. ۲- وقار، سنگینی. ۳- (اِ.) خواب کوتاه و سبک. ۴- فراغت، آسایش. ۵- صلح وآشتی. ۶- سکون.
آسایش، آسودگی، استراحت، راحت، راحتی، فراغبال، فراغت آشتی، صلح، صلحجویی، مسالمت
[دختر] (اسم مصدر از آرامیدن و آرمیدن) ، فراغت ، راحت ، آسایش ، صلح ، آشتی ، ایمنی ، امنیت، سنگینی ، وقار و طمأنینه
ﺩﺭ ﺳﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎ ﺁﻣﺪﻩ: ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺁﺭﺍﻣﺶ ﻫﺴﺘﻴﺪ: ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ ﺩﺭ ﻛﻤﻴﻦ ﺍﺳﺖ. ﺷﻤﺎﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺷﻨﺪ: ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﺪ. ﺍﺷﺨﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ: ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺩﺭﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺑﻮﺩ. ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ: ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺷﺪ:ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺷﻤﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.