آذرنگی
معنی
[ذَ رَ] (ص نسبی) منسوب به آذرنگ. || آتشی. برنگ آتش :
سیه را سرخ چون کرد آذرنگی
چو بالای سیاهی نیست رنگی.نظامی.
سیه را سرخ چون کرد آذرنگی
چو بالای سیاهی نیست رنگی.نظامی.
جست و جوی دقیق
آذرنگی
فرهنگ دهخدا
[ذَ رَ] (ص نسبی) منسوب به آذرنگ. || آتشی. برنگ آتش :
سیه را سرخ چون کرد آذرنگی
چو بالای سیاهی نیست رنگی.نظامی.
سیه را سرخ چون کرد آذرنگی
چو بالای سیاهی نیست رنگی.نظامی.