آداش
معنی
[ تر. ] (اِ.) همنام، هم اسم.
برابر فارسی
- آداش
جست و جوی دقیق
آداش
فرهنگ معین
[ تر. ] (اِ.) همنام، هم اسم.
آداش
فرهنگ سره
همنام
آداش
فرهنگ دهخدا
(ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) آتاش. سمیّ. همنام :
گر کار بنامستی از آداشی عمّر
فرزند تو با عمّر بودستی هموار.
ناصرخسرو.
رجوع به آتاش شود.
گر کار بنامستی از آداشی عمّر
فرزند تو با عمّر بودستی هموار.
ناصرخسرو.
رجوع به آتاش شود.
آداش
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آداش
(تر/ا)هاوناو، هەڤناڤ، هەمنام،
(تر/ا)هاوناو، هەڤناڤ، هەمنام،
آداش
واژهنامه آذری به فارسی
همنام
آداش
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
ترکی
آوایش:
/آ/داش/
صفت:
آداش
1. نسبت دو نفر به یکدیگر که هر دو یک نام دارند؛ هماسم، همنام.
2. :آداش ممکن است به دو بخش (آ) - (داش) قابل تجزیه باشد که «آ» علامت ندا است و داش در این اصطلاح به معنی جوش آوردن و عصبانیت است. مترادفها: (داداش)، (قارداش)، یُلداش
فرهنگ لغت معین/فرهنگ بزرگ سخن
ترکی
آوایش:
/آ/داش/
صفت:
آداش
1. نسبت دو نفر به یکدیگر که هر دو یک نام دارند؛ هماسم، همنام.
2. :آداش ممکن است به دو بخش (آ) - (داش) قابل تجزیه باشد که «آ» علامت ندا است و داش در این اصطلاح به معنی جوش آوردن و عصبانیت است. مترادفها: (داداش)، (قارداش)، یُلداش
فرهنگ لغت معین/فرهنگ بزرگ سخن