(ع اِ) جِ اَحَد. یکان. (التفهیم). یک یک افراد و اشخاص : و قاضی فتوی داد که خون یکی از آحاد رعیت ریختن سلامت نفس پادشاه را، روا باشد. (گلستان). || مرتبهء اول از طبقات عدد.

[ ع. ] (اِ.) جِ احد؛ یکان، یک‌ها. ۱- افراد، اشخاص. ۲- دسته اعداد نخستین از ۱- تا ۹.