آجین
معنی
(ص.) آجیده، آژده.
جست و جوی دقیق
آجین
فرهنگ معین
(ص.) آجیده، آژده.
آجین
فرهنگ دهخدا
(ن مف) آجیده. آژده. آزده :
ز شاخ گوزنان رمه در رمه
زمین بیشه ای گشت آجین همه.فردوسی.
-تیرآجین؛ بتیر بسیار زده شده.
-شمع آجین کردن؛ عقوبتی که تن را جای جای سوراخ کرده، شمع در آن فروکرده افروختندی.
ز شاخ گوزنان رمه در رمه
زمین بیشه ای گشت آجین همه.فردوسی.
-تیرآجین؛ بتیر بسیار زده شده.
-شمع آجین کردن؛ عقوبتی که تن را جای جای سوراخ کرده، شمع در آن فروکرده افروختندی.
آجین
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آجین
(ص)ئاژن، بیرازکراو، تەقەڵ لێدراو، ددانەدارکراو،
(ص)ئاژن، بیرازکراو، تەقەڵ لێدراو، ددانەدارکراو،
آجین
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آجِین/
صفت نسبی:
آجین
1. جزء پسین بعضی کلمههای مرکب؛ به معنی آجیده شده یا (فرو) کرده در آن. (آجیده)، (آژده).
2. (شمع آجین): شمع در آن آجیده شده.
فرهنگ لغت معین. فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آجِین/
صفت نسبی:
آجین
1. جزء پسین بعضی کلمههای مرکب؛ به معنی آجیده شده یا (فرو) کرده در آن. (آجیده)، (آژده).
2. (شمع آجین): شمع در آن آجیده شده.
فرهنگ لغت معین. فرهنگ بزرگ سخن