آثام
معنی
[ ع. ] (اِ.) جِ اثم ؛ گناهها، بزهها.
برابر فارسی
- آثام
جست و جوی دقیق
آثام
فرهنگ معین
[ ع. ] (اِ.) جِ اثم ؛ گناهها، بزهها.
آثام
فرهنگ سره
گناهان؛ گناهها
آثام
فرهنگ دهخدا
(ع اِ) جِ اِثم. بزه ها. گناهان.
آثام
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
آثام[ا - ع] (ئاسام - asam)گوناهان، تاوانان.
آثام
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
گونههای دیگر نوشتاری:
(آسام)
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/آثام/
اسم:
آثام
1. (قدیم): جمعِ (اثم)، گناهان. بزهها.
2. :از جرایم و آثام استغفار کرد.«(جوینی)»
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن
(آسام)
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/آثام/
اسم:
آثام
1. (قدیم): جمعِ (اثم)، گناهان. بزهها.
2. :از جرایم و آثام استغفار کرد.«(جوینی)»
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن