آتشین
معنی
(تَ) (ص نسب.) آتشی، از آتش.
هممعنا / پادمعنا
- آتشناک، آتشی، آذرگون، آذرین، داغ، سوزان، مشتعل
جست و جوی دقیق
آتشین
فرهنگ معین
(تَ) (ص نسب.) آتشی، از آتش.
آتشین
فرهنگ دهخدا
[تَ] (ص نسبی) آتشی. از آتش. منسوب به آتش.
آتشین
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آتشین
(صنسبـ)ئازەری، ئاگراوی، ئاگرین، ئاوراوی، ئاهرین، ئاهێرین، ئایرین، گڕاوی، لەئاگر، وەک ئاگر،
(صنسبـ)ئازەری، ئاگراوی، ئاگرین، ئاوراوی، ئاهرین، ئاهێرین، ئایرین، گڕاوی، لەئاگر، وەک ئاگر،
آتشین
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئاگرین,ئاهیرین,ئایرین
آتشین
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آتَشِین/
صفت نسبی:
آتشین
1. از جنس (آتش)، به رنگ آتش، از آتش. نورانی، فروزان.
2. (مجاز): اثر گذار، (گیرا). دارای عواطف تند یا ناشی از عواطف.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آتَشِین/
صفت نسبی:
آتشین
1. از جنس (آتش)، به رنگ آتش، از آتش. نورانی، فروزان.
2. (مجاز): اثر گذار، (گیرا). دارای عواطف تند یا ناشی از عواطف.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن
آتشین
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آتشین نام یک گونه از سرده آتشین است. جنس یا سردهٔ آتشین در ایران ۱۱ گونه گیاه علفی یک ساله و چند ساله دارد. آتشین یکی از این ۱۱ گونهٔ موجود در ایران است.