آب قند
معنی
(بِ قَ) [ فا - ع. ] (اِمر.)
۱- شربت قند.
۲- قسمی خربزه کاشان که بسیار شیرین و لطیف است.
برابر فارسی
- آب قند
جست و جوی دقیق
آب قند
فرهنگ معین
(بِ قَ) [ فا - ع. ] (اِمر.)
۱- شربت قند.
۲- قسمی خربزه کاشان که بسیار شیرین و لطیف است.
۱- شربت قند.
۲- قسمی خربزه کاشان که بسیار شیرین و لطیف است.
آب قند
فرهنگ سره
آب پانیذ؛ آبلوچ
آب قند
فرهنگ دهخدا
[بِ قَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)شربت قند. || قسمی خربزه بکاشان بسیار شیرین و نازک.
آب قند
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آب قند
(فع/ا/مر)
ئاوقەن، شهبهتی قەند، قەنداخ، قەنداو،
کاڵەکێکی زۆرشیرنەلەکاشان دەیچێنن،
(فع/ا/مر)
ئاوقەن، شهبهتی قەند، قەنداخ، قەنداو،
کاڵەکێکی زۆرشیرنەلەکاشان دەیچێنن،
آب قند
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
زبان ایرانی
آوایش:
/آبِ/قَند/
اسم مرکب:
آبقند
1. شربت (قند). آبی که قند در آن حل میکنند و مینوشند.
2. قسمی (خربزه) (کاشان) که بسیار شیرین و لطیف است.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن
زبان ایرانی
آوایش:
/آبِ/قَند/
اسم مرکب:
آبقند
1. شربت (قند). آبی که قند در آن حل میکنند و مینوشند.
2. قسمی (خربزه) (کاشان) که بسیار شیرین و لطیف است.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن