صفحه اصلی
گنجینه اشعار
موتور ترجمه
دایره المعارف دانشگاهی
زبان ها و گویش ها
فرهنگ معین
آب فسرده
(بِ فَ یا فِ سُ دِ) (اِمر.) ۱- یخ، برف. ۲- شیشه. ۳- بلور. ۴- خنجر.