آب زندگانی
معنی
(بِ زِ دِ) (اِمر.) نک آب حیات.
جست و جوی دقیق
آب زندگانی
فرهنگ معین
(بِ زِ دِ) (اِمر.) نک آب حیات.
آب زندگانی
فرهنگ دهخدا
[بِ زِ دَ / دِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آب حیات. آب خضر. آب زندگی. آب بقاء. ماءالحیات :
ابر آب زندگانی اوست من زنده شوم
چون یکی قطره ز ابرش در دهان من چکید.
ناصرخسرو.
و آب زندگانی عمر جاوید دهد. (کلیله و دمنه).
سکندر رفت لیکن جست بهره
ز آب زندگانی خضر و الیاس.سنائی.
هنوزم آب در جوی جوانی است
هنوزم لب پُر آب زندگانی است.نظامی.
و خضروار آب زندگانی او من بروی کار آوردم. (مرزبان نامه).
دانش است آب زندگانی مرد
خنک آن کاب زندگانی خورد.اوحدی.
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم.حافظ.
ابر آب زندگانی اوست من زنده شوم
چون یکی قطره ز ابرش در دهان من چکید.
ناصرخسرو.
و آب زندگانی عمر جاوید دهد. (کلیله و دمنه).
سکندر رفت لیکن جست بهره
ز آب زندگانی خضر و الیاس.سنائی.
هنوزم آب در جوی جوانی است
هنوزم لب پُر آب زندگانی است.نظامی.
و خضروار آب زندگانی او من بروی کار آوردم. (مرزبان نامه).
دانش است آب زندگانی مرد
خنک آن کاب زندگانی خورد.اوحدی.
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم.حافظ.
آب زندگانی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
(بِ زِ دِ)
اسم مرکب:
1. نک آب حیات.
فرهنگ لغت معین
اسم مرکب:
1. نک آب حیات.
فرهنگ لغت معین
آب زندگانی
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آب زندگانی یا آب حیات، چشمهای است که در روایات و متون دینی آمده است و گفته میشود هر کس از آن بنوشد جوانی خود را بازمییابد و پیر نمیشود. داستانهای مربوط به آب زندگانی هزاران سال است در نقاط گوناگون جهان بازگو شده و در گیلگمش، نوشتههای هرودوت (پنج سده پیش از میلاد) و اسکندرنامه و داستانهای جنگهای صلیبی نیز دیده میشود. در داستانها به آن آب زندگی، آب جاودانگی، آب جوانی، و آب بقا هم گفتهاند. بر طبق افسانهها چشمهٔ آب حیات بین رودهای دجله و فرات در سرزمین ظلمت قرار دارد در روایاتهای اسلامی نیز نام سه تن آمده است که در پی آب زندگانی رفتهاند. دو تن از ایشان از آن آشامیده و زندگی جاودان یافتهاند و یکی ناکام بازگشته است: الیاس، خضر و ذوالقرنین. چشمه جوانی، چشمهای افسانهای، ظاهراً جوانی را به هر کسی که در آن آب مینوشد یا حمام میکند بازمیگرداند. داستانهای چنین چشمهای هزاران سال در سراسر جهان بازگو شده است، که در نوشتههای هرودوت (قرن پنجم قبل از میلاد)، در داستانهای عاشقانه اسکندر (قرن سوم پس از میلاد)، و در داستانهای پریستر جان (اوایل جنگهای صلیبی، یازدهم) ظاهر شده است (قرن دوازدهم میلادی). داستانهای آبهای مشابه نیز در میان مردم کارائیب در دوران اکتشاف (اوایل قرن شانزدهم) برجسته بود. آنها از قدرت ترمیم کننده آب در سرزمین افسانهای بیمینی صحبت کردند. بر اساس این افسانههای فراوان، کاوشگران و ماجراجویان به دنبال چشمه گریزان جوانی یا راه حل دیگری برای پیری بودند که عموماً با آبهای جادویی مرتبط است. این آبها ممکن است یک رودخانه، چشمه یا هر منبع آبی دیگری باشد که گفته میشود روند پیری را معکوس میکند و هنگام بلعیدن یا حمام کردن، بیماری را درمان میکند. این افسانه به ویژه در قرن شانزدهم، زمانی که با کاشف اسپانیایی خوان پونس د لئون، اولین فرماندار پورتوریکو مرتبط شد، برجسته شد. ظاهراً پونس د لئون هنگام سفر به فلوریدا در سال ۱۵۱۳ در جستجوی چشمه جوانی بود. در افسانهها آمده است که بومیان آمریکا به پونس دو لئون گفتند که چشمه جوانی در بیمینی است.