آب خوره
معنی
(رِ) (اِمر.)
۱- آبخوری.
۲- آبگیر.
۳- چشمه، جویبار.
جست و جوی دقیق
آب خوره
فرهنگ معین
(رِ) (اِمر.)
۱- آبخوری.
۲- آبگیر.
۳- چشمه، جویبار.
۱- آبخوری.
۲- آبگیر.
۳- چشمه، جویبار.
آب خوره
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آب/خُورِه/
اسم مرکب:
آب خوره
1. (ساختمان): حوضچههای که در وسط توده خاکی یا (سیمان) ایجاد میکنند و برای تهیه (ملاط)، در آن آی میریزند.
2. (قدیم): از ریشه (آبخو). آبگیر (آبشخور). چشمه، جویبار.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آب/خُورِه/
اسم مرکب:
آب خوره
1. (ساختمان): حوضچههای که در وسط توده خاکی یا (سیمان) ایجاد میکنند و برای تهیه (ملاط)، در آن آی میریزند.
2. (قدیم): از ریشه (آبخو). آبگیر (آبشخور). چشمه، جویبار.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن