آب تاختن
معنی
(تَ) (مص ل.) ادرار کردن، شاشیدن.
جست و جوی دقیق
آب تاختن
فرهنگ معین
(تَ) (مص ل.) ادرار کردن، شاشیدن.
آب تاختن
فرهنگ دهخدا
[تَ] (مص مرکب) میختن. میزیدن. (صحاح الفرس) :
ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت
که از هیبتش شیر نر آب تاخت.رودکی.
و سنگ اندر کمیزدان و دشخواری آب تاختن. (التفهیم).
ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت
که از هیبتش شیر نر آب تاخت.رودکی.
و سنگ اندر کمیزدان و دشخواری آب تاختن. (التفهیم).
آب تاختن
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
آب تاختن[مص - ل] (ئاب تاختەن - ab taxten)میزتن، گمیزکەردەی.
آب تاختن
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آب تاختن
(مصل)چوونەسەرپێشاو، گمێزکردن، گمیزکەردەی، میزای، میزتن، میزکردن، مێزکردن،
(مصل)چوونەسەرپێشاو، گمێزکردن، گمیزکەردەی، میزای، میزتن، میزکردن، مێزکردن،
آب تاختن
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
(تَ)
مصدر لازم:
1. ادرار کردن، شاشیدن.
فرهنگ لغت معین
2. مصدر لازم.
ترجمه:
3. (ادرار کردن) (شاشیدن)
مصدر لازم:
1. ادرار کردن، شاشیدن.
فرهنگ لغت معین
2. مصدر لازم.
ترجمه:
3. (ادرار کردن) (شاشیدن)