آبیاری
معنی
[آبْ] (حامص مرکب) کار آبیار. سقایت :
به آبیاری دولت بباغ نصرت شاه
بسال فتح گل خارمند شد بویا.
خوندمیر مورخ.
-آبیاری کردن؛ آب دادن. مشروب کردن. آب پاشی کردن. آب زدن. سیرآب کردن.
به آبیاری دولت بباغ نصرت شاه
بسال فتح گل خارمند شد بویا.
خوندمیر مورخ.
-آبیاری کردن؛ آب دادن. مشروب کردن. آب پاشی کردن. آب زدن. سیرآب کردن.
جست و جوی دقیق
آبیاری
فرهنگ دهخدا
[آبْ] (حامص مرکب) کار آبیار. سقایت :
به آبیاری دولت بباغ نصرت شاه
بسال فتح گل خارمند شد بویا.
خوندمیر مورخ.
-آبیاری کردن؛ آب دادن. مشروب کردن. آب پاشی کردن. آب زدن. سیرآب کردن.
به آبیاری دولت بباغ نصرت شاه
بسال فتح گل خارمند شد بویا.
خوندمیر مورخ.
-آبیاری کردن؛ آب دادن. مشروب کردن. آب پاشی کردن. آب زدن. سیرآب کردن.
آبیاری
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
آبیاری[ا - مص] (ئابیاری - abyarî)ئاودانی باغ یان کشتوکاڵ، ئاودێری.
آبیاری
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آبیاری
(حامص)
ئاڤدان، ئاژین، ئاڤیاری، ئاوتێگرتن، ئاودارەی، ئاوداشتن، ئاوداشتی، ئاودان، ئاودانیکێڵگە، ئاودایی، ئاودەردەی، ئاودێران، ئاودێری، ئاولێنان، ئاویاری، توورەوانی، دارای، داشتن، دێراندن، دێرانن، دێرای، ڕهباس،
پێتاوی، کەراختی، مەردابی، میراوی، وەرازی،
(حامص)
ئاڤدان، ئاژین، ئاڤیاری، ئاوتێگرتن، ئاودارەی، ئاوداشتن، ئاوداشتی، ئاودان، ئاودانیکێڵگە، ئاودایی، ئاودەردەی، ئاودێران، ئاودێری، ئاولێنان، ئاویاری، توورەوانی، دارای، داشتن، دێراندن، دێرانن، دێرای، ڕهباس،
پێتاوی، کەراختی، مەردابی، میراوی، وەرازی،
آبیاری
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئاوداشتن,ئاودان,ئاویاری,داشتن,دێران
آبیاری
واژگان مصوب فرهنگستان
[کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] Irrigation
استفاده سازمانیافته از آب در کشاورزی برای تولید گیاه
استفاده سازمانیافته از آب در کشاورزی برای تولید گیاه
آبیاری
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آب/یاری/
حاصل مصدر:
آبیاری
1. (کشاورزی): توزیع و هدایت (آب) به پای بوتهها یا درختان. شغل و عمل (آبیار).
صفت:
2. منسوب به (آبیار): دیبایی مختلط و راهراه لطيف و نازک بافته و بهترين آن ابیاری کافوری بوده.
3. منسوب به (آبیار): (کبوتر) و (پرستو). واژههای مشتق شده: (آبیاری بارانی)، (آبیاری دائمی)، (آبیاری سبک)، (آبیاری نشتی)، (آبیاری نواری)، ( آبیاری غرقابی)، (آبیاری فصلی)، (آبیاری قطرهای)
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آب/یاری/
حاصل مصدر:
آبیاری
1. (کشاورزی): توزیع و هدایت (آب) به پای بوتهها یا درختان. شغل و عمل (آبیار).
صفت:
2. منسوب به (آبیار): دیبایی مختلط و راهراه لطيف و نازک بافته و بهترين آن ابیاری کافوری بوده.
3. منسوب به (آبیار): (کبوتر) و (پرستو). واژههای مشتق شده: (آبیاری بارانی)، (آبیاری دائمی)، (آبیاری سبک)، (آبیاری نشتی)، (آبیاری نواری)، ( آبیاری غرقابی)، (آبیاری فصلی)، (آبیاری قطرهای)
فرهنگ بزرگ سخن
آبیاری
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آبیاری فرایند رساندن مقادیر کنترل شده آب به گیاهان و درختان در فواصل زمانی مورد نیاز است. آبیاری به رشد محصولات کشاورزی، حفظ مناظر و احیای پوشش گیاهی در مناطق خشک و در دورههایی با بارندگی کمتر از میزان متوسط سالیانه کمک میکند. آبیاری همچنین در تولید محصولات زراعی کاربردهای دیگری نیز دارد از جمله: محافظت از یخبندان، سرکوب رشد علفهای هرز در مزارع غلات و جلوگیری از تحکیم خاک. در مقابل، نوعی از کشاورزی که فقط به بارندگی مستقیم متکی است به عنوان کشاورزی دیم شناخته میشود. از سیستمهای آبیاری همچنین برای خنک سازی دامها، مهار گرد و غبار، دفع فاضلاب و استخراج معادن نیز استفاده میشود. آبیاری اغلب همراه با زهکشی، یعنی حذف آبهای سطحی و زیر سطحی از یک منطقه مشخص، مورد مطالعه قرار میگیرد. انواع آبیاری از جمله آبیاری سطحی و آبیاری زیر سطحی یکی از ویژگیهای اصلی کشاورزی برای بیش از ۵۰۰۰ سال بودهاست و محصول بسیاری از فرهنگها است. از گذشته، آبیاری پایه و اساس اقتصاد و جوامع در سراسر جهان، از آسیا تا جنوب غربی ایالات متحده بودهاست.