(ص مرکب) سقاء. آبکش :

(ص مر.)۱ - سقا. ۲- شرابخوار.۳ - ساقی. ۴- باده فروش. ۵- نگین ساز. ۶- آبیاری مزرعه. ۷- کسی که فلزات را آب می‌دهد.

واژه های نزدیک