آبنوسی
معنی
(ص نسبی) از آبنوس. برنگ آبنوس. سیاه. تیره. اغبر. و آبنوسی شاخ را بمعنی سورنای و شهنای آورده اند :
آن آبنوسی شاخ بین مار شکم سوراخ بین
افسونگر گستاخ بین لب بر لب یار آمده.
خاقانی.
آن آبنوسی شاخ بین مار شکم سوراخ بین
افسونگر گستاخ بین لب بر لب یار آمده.
خاقانی.
جست و جوی دقیق
آبنوسی
فرهنگ دهخدا
(ص نسبی) از آبنوس. برنگ آبنوس. سیاه. تیره. اغبر. و آبنوسی شاخ را بمعنی سورنای و شهنای آورده اند :
آن آبنوسی شاخ بین مار شکم سوراخ بین
افسونگر گستاخ بین لب بر لب یار آمده.
خاقانی.
آن آبنوسی شاخ بین مار شکم سوراخ بین
افسونگر گستاخ بین لب بر لب یار آمده.
خاقانی.
آبنوسی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آبنوسی
(صنسبـ)
حهبەنووسی، ڕەش، لەڕەنگی حهبەنووس،
حهبەنووسی، سازکراو لەحهبەنووس،
(صنسبـ)
حهبەنووسی، ڕەش، لەڕەنگی حهبەنووس،
حهبەنووسی، سازکراو لەحهبەنووس،
آبنوسی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آب/نوسی/
صفت نسبی:
آبنوسی
1. از جنس (آبنوس)، به رنگ آبنوس، (سیاه). عصا و تسبیح آبنوسی.
فرهنگ بزرگ سخن
(En:ebonize)
فارسی
آوایش:
/آب/نوسی/
صفت نسبی:
آبنوسی
1. از جنس (آبنوس)، به رنگ آبنوس، (سیاه). عصا و تسبیح آبنوسی.
فرهنگ بزرگ سخن
(En:ebonize)