آبله کوبی
معنی
(~.) (حامص.) تزریق مایه آبله.
جست و جوی دقیق
آبله کوبی
فرهنگ معین
(~.) (حامص.) تزریق مایه آبله.
آبله کوبی
فرهنگ دهخدا
[بِ لَ / لِ] (حامص مرکب)تلقیح مایهء آبله.
آبله کوبی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آبلهکوبی
(حامص)ئاولەکوتان، ئاوڵەکوتان، خوروێلکەکوتان، خوروێکەکوتان، هاوڵەکوتان، هەوڵەکای،
(حامص)ئاولەکوتان، ئاوڵەکوتان، خوروێلکەکوتان، خوروێکەکوتان، هاوڵەکوتان، هەوڵەکای،
آبله کوبی
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
هاوڵهکوتان
آبله کوبی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آبله/کوبی/
حاصل مصدر:
آبلهکوبی
1. (پزشکی): تلقیح ویروس آبله گاوی از طریق خراش پوست برای پیشگیری از ابتلا به بیماری (آبله).
2. تزریق مایه آبله.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آبله/کوبی/
حاصل مصدر:
آبلهکوبی
1. (پزشکی): تلقیح ویروس آبله گاوی از طریق خراش پوست برای پیشگیری از ابتلا به بیماری (آبله).
2. تزریق مایه آبله.
فرهنگ لغت معین
فرهنگ بزرگ سخن