صفحه اصلی
گنجینه اشعار
موتور ترجمه
دایره المعارف دانشگاهی
زبان ها و گویش ها
فرهنگ دهخدا
آبستن کردن
[بِ تَ کَ دَ] (مص مرکب) احبال. (زوزنی). القاح.
فرهنگ معین
آبستن کردن
(~. کَ دَ) (مص م.) حامله کردن، باردار کردن.