آبستان
معنی
[بِ] (ص) آبستن :
بهار تازه آبستان ببار است
چو فردوس برین وقت است و هنگام.
سوزنی (از فرهنگ جهانگیری)(1).
|| (اِ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است :
درد زه گر رنج آبستان بود
بر جنین اشکستن زندان بود.
(1) - آبستن بودن کلمه، در بیت سوزنی بعید نمینماید و نسخه ای که صاحب جهانگیری داشته است شاید غلط بوده است.
بهار تازه آبستان ببار است
چو فردوس برین وقت است و هنگام.
سوزنی (از فرهنگ جهانگیری)(1).
|| (اِ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است :
درد زه گر رنج آبستان بود
بر جنین اشکستن زندان بود.
(1) - آبستن بودن کلمه، در بیت سوزنی بعید نمینماید و نسخه ای که صاحب جهانگیری داشته است شاید غلط بوده است.
جست و جوی دقیق
آبستان
فرهنگ دهخدا
[بِ] (ص) آبستن :
بهار تازه آبستان ببار است
چو فردوس برین وقت است و هنگام.
سوزنی (از فرهنگ جهانگیری)(1).
|| (اِ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است :
درد زه گر رنج آبستان بود
بر جنین اشکستن زندان بود.
(1) - آبستن بودن کلمه، در بیت سوزنی بعید نمینماید و نسخه ای که صاحب جهانگیری داشته است شاید غلط بوده است.
بهار تازه آبستان ببار است
چو فردوس برین وقت است و هنگام.
سوزنی (از فرهنگ جهانگیری)(1).
|| (اِ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است :
درد زه گر رنج آبستان بود
بر جنین اشکستن زندان بود.
(1) - آبستن بودن کلمه، در بیت سوزنی بعید نمینماید و نسخه ای که صاحب جهانگیری داشته است شاید غلط بوده است.
آبستان
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آبستان
(صا)
حامله: ئاڤاس، ئاڤز، ئاڤس، ئاوس، ئاوسە، باردار، بهتۆل، بهتێشت، بەچشت، بەزگ، پسدار، تلدار، تۆلاو تۆل، تۆلدار، تۆللەسەرلێوان، تینگاوتینگهاتوو، حاملە، حامیلە، دوو گیان، دڤەگیان، دووەگیان، زکپڕ، زگپڕ، زگدار، زگ هەبوو، سکپڕ، سکدار، لهمپهڕ، نێوهشاگەدی، هاوس، ههمل، ههمیلا، یاوس،
زهدان: ئاڤڵدانک، ئاواڵدان، بز، بهچهدان، پاور، پڕزانگ، پزان، پزدان، پزلی، پزوو، پسدان، پیزهدان، تۆلدان، توومهدان، توومهدانه، تیزانگ، جامهدانه، چازۆکه، زارۆڵه دان، زارۆڵهدانه، زارووک، زاڤدان، زاگە، زامار، زاوڵهدان، زێ، زێدان، شیلاڤ، ڤاگینا، کاردانک، گللک، ماڵبچووک، ماڵزارۆک، مناڵدان، منداڵدان، منداردان، هاواڵمنداڵ، هاوباز، ههڤالبچووک، ههلپهز، ههماز، یاوهره،
(صا)
حامله: ئاڤاس، ئاڤز، ئاڤس، ئاوس، ئاوسە، باردار، بهتۆل، بهتێشت، بەچشت، بەزگ، پسدار، تلدار، تۆلاو تۆل، تۆلدار، تۆللەسەرلێوان، تینگاوتینگهاتوو، حاملە، حامیلە، دوو گیان، دڤەگیان، دووەگیان، زکپڕ، زگپڕ، زگدار، زگ هەبوو، سکپڕ، سکدار، لهمپهڕ، نێوهشاگەدی، هاوس، ههمل، ههمیلا، یاوس،
زهدان: ئاڤڵدانک، ئاواڵدان، بز، بهچهدان، پاور، پڕزانگ، پزان، پزدان، پزلی، پزوو، پسدان، پیزهدان، تۆلدان، توومهدان، توومهدانه، تیزانگ، جامهدانه، چازۆکه، زارۆڵه دان، زارۆڵهدانه، زارووک، زاڤدان، زاگە، زامار، زاوڵهدان، زێ، زێدان، شیلاڤ، ڤاگینا، کاردانک، گللک، ماڵبچووک، ماڵزارۆک، مناڵدان، منداڵدان، منداردان، هاواڵمنداڵ، هاوباز، ههڤالبچووک، ههلپهز، ههماز، یاوهره،