آبریزگان
معنی
(زَ) [ په. ] (اِمر.)
۱- عید آب پاشان، جشنی که ایرانیان در روزِ تیر - سیزدهمین روز از ماه تیر - برپامی داشتند و آب بر یکدیگر میپاشیدند.
۲- نوعی غذا.
جست و جوی دقیق
آبریزگان
فرهنگ معین
(زَ) [ په. ] (اِمر.)
۱- عید آب پاشان، جشنی که ایرانیان در روزِ تیر - سیزدهمین روز از ماه تیر - برپامی داشتند و آب بر یکدیگر میپاشیدند.
۲- نوعی غذا.
۱- عید آب پاشان، جشنی که ایرانیان در روزِ تیر - سیزدهمین روز از ماه تیر - برپامی داشتند و آب بر یکدیگر میپاشیدند.
۲- نوعی غذا.
آبریزگان
فرهنگ دهخدا
(اِ مرکب) نام جشنی است باستانی بسیزدهم تیر یعنی روز تیر از ماه تیر. گویند در زمان فیروز جدّ نوشیروان چند سال در ایران قحط و خشکسالی بوده است و شاه و مردم در این روز بدعا باران خواسته اند و باران بیامده است و مردم بشادی آب بر یکدیگر پاشیده اند و این رسم و آن جشن بجای مانده است و در این روز بر یکدیگر آب و گلاب پاشیدندی. آن را آبریزان و آب پاشان و آب تیرگان نیز گویند. || نوعی از طعام.
آبریزگان
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آبریزگان
(ا/مر)
جێژنێکی کۆنی ئاریایییەکان بووەو خەڵکی لەی پووشپەڕ گرتوویانەو ئاویان پێکترداکردووە،
جۆرەخۆراکێکە،
(ا/مر)
جێژنێکی کۆنی ئاریایییەکان بووەو خەڵکی لەی پووشپەڕ گرتوویانەو ئاویان پێکترداکردووە،
جۆرەخۆراکێکە،
آبریزگان
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
پهلوی
آوایش:
/آب/رِیزَگان/
اسم مرکب:
آبریزگان
1. عید (آب پاشان)، جشنی که ایرانیان در روزِ تیر، سیزدهمین روز از ماه تیر برپا میداشتند و (آب) بر یکدیگر میپاشیدند.
2. نوعی غذا.
فرهنگ لغت معین
پهلوی
آوایش:
/آب/رِیزَگان/
اسم مرکب:
آبریزگان
1. عید (آب پاشان)، جشنی که ایرانیان در روزِ تیر، سیزدهمین روز از ماه تیر برپا میداشتند و (آب) بر یکدیگر میپاشیدند.
2. نوعی غذا.
فرهنگ لغت معین