آبرون
معنی
(اِ.) گل همیشه بهار.
جست و جوی دقیق
آبرون
فرهنگ معین
(اِ.) گل همیشه بهار.
آبرون
فرهنگ دهخدا
(اِ)(1) نوعی از ریاحین که پیوسته سبز بود و برگ آن نیفتد و پای دیوارها و جاهای سایه دار روید و آن را به عربی حی العالم گویند و در طب بکار است و در آذربایجان بسیار باشد. (از برهان). همیشه جوان. همیشک جوان. بیش بهار. میش بهار. میشا. اذن القاضی. اذن القسیس. بعضی گویند بستان افروز است و خوردن آن با شراب کرمهای دراز معده را برآورد. (از برهان).
.(لاتینی)
(1) - Sempervivum
.(لاتینی)
(1) - Sempervivum
آبرون
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
آبرون[ا] (ئابروون - abrûn)گوڵی هەمیشە بەهار.
آبرون
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آبرون
(ا)گەڵاماسی، وەرکەمەرام گیایەکی بۆنخۆشەبەهاران لەسەربەردان دەڕوێ،
(ا)گەڵاماسی، وەرکەمەرام گیایەکی بۆنخۆشەبەهاران لەسەربەردان دەڕوێ،
آبرون
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
اسم:
1. گل همیشه بهار.
فرهنگ لغت معین
آبرون: نوعی از ریاحین که همیشه سبز باشد، برگ آن نیافتد و پای دیوارها و جاهای سایه دار روید. آن را به عربی "حی العالم" گویند.کاربرد پزشکی دارد و در آذربایجان بسیار باشد. (برهان)
2. آبرون: همیشه جوان منبع: فرهنگ دهخدا
1. گل همیشه بهار.
فرهنگ لغت معین
آبرون: نوعی از ریاحین که همیشه سبز باشد، برگ آن نیافتد و پای دیوارها و جاهای سایه دار روید. آن را به عربی "حی العالم" گویند.کاربرد پزشکی دارد و در آذربایجان بسیار باشد. (برهان)
2. آبرون: همیشه جوان منبع: فرهنگ دهخدا