(نف مرکب) شربت دار. ساقی. ایاغچی. و در این زمان خادمی که بکار تهیهء چای و قهوه و غلیان است :
(ص.) ۱- آبدار باشی، ساقی. ۲- گیاه و میوه پرآب. ۳- تیز، برُنده. ۴- فصیح و روان. ۵- سخت، محکم، غلیظ. صفتی برای دشنام، سیلی.
آبکی، باطراوت، پرآب، رقیق، شاداب، مایع آبدارچی، ایاغچی، ساقی، شربتدار، قهوهچی