آبخوره
معنی
[خوَ / خُ رَ / رِ] (اِ مرکب) آبگیر. جوی :
آب چون برد سوی آبخوره
چون گسست آب بر بماند خره.ابوالعباس.
آب چون برد سوی آبخوره
چون گسست آب بر بماند خره.ابوالعباس.
جست و جوی دقیق
آبخوره
فرهنگ دهخدا
[خوَ / خُ رَ / رِ] (اِ مرکب) آبگیر. جوی :
آب چون برد سوی آبخوره
چون گسست آب بر بماند خره.ابوالعباس.
آب چون برد سوی آبخوره
چون گسست آب بر بماند خره.ابوالعباس.