[خوَرْ / خُرْ] (اِ مرکب) محل آب خوردن و آب برداشتن جانور و آدمی از نهر و جز آن. ورد. مورد. منهل. سَقایه. شرعه. شریعه. عطن. مشرب. مشرع. معطن. منزل. آبشخور. آبشخورد. آبخورد :
(خُ) (اِمر.) ۱- سرچشمه و محلی که از آن جا آب برگیرند و بنوشند، آبشخور. ۲- قسمت، نصیب. ۳- موی اضافی سبیل.