maid
معنی
دوشيزه يا زن جوان ،پيشخدمت مونث ،دختر
جست و جوی دقیق
maid
واژهنامه انگلیسی به فارسی
دوشيزه يا زن جوان ،پيشخدمت مونث ،دختر
maid
فرهنگ واژگان علمی
دوشيزه يا زن جوان ،پيشخدمت مونث ،دختر
maid
فرهنگ واژگان علمی
فرهنگ لغات عمومي
دختر،دوشیزه،کلفت،خدمتکار،دختر بزرگ خانه مانده
کشاورزی:
fair maid of february
گل حسرت
دختر،دوشیزه،کلفت،خدمتکار،دختر بزرگ خانه مانده
کشاورزی:
fair maid of february
گل حسرت
Maid
واژگان مصوب فرهنگستان
[گردشگری و جهانگردی] اتاق دار
شخصی که اتاقهای مهمانخانه/ هتل را تمیز و مرتب میکند
شخصی که اتاقهای مهمانخانه/ هتل را تمیز و مرتب میکند
maid
واژهنامه انگلیسی به پشتو
پيغله، مزدوره ښځه، خادمه