interactive
معنی
محاوره اى ،متقابل
کامپيوتر : فعل و انفعالى
روانشناسى : تعاملى
جست و جوی دقیق
interactive
واژهنامه انگلیسی به فارسی
محاوره اى ،متقابل
کامپيوتر : فعل و انفعالى
روانشناسى : تعاملى
کامپيوتر : فعل و انفعالى
روانشناسى : تعاملى
interactive
فرهنگ واژگان علمی
محاوره اى ،متقابلکامپيوتر : فعل و انفعالىروانشناسى : تعاملى
Interactive
فرهنگ واژگان علمی
فرهنگ لغات عمومي
دارای تاثیر بر یکدیگر،بین هم کار کننده
فرهنگ لغات رايانه
[محاورهای ، فعل و انفعالی ، تعاملی] عملکرد متقابل و گفتگویی شکل، مانند وقتی که کاربر سوال یا فرمانی را وارد کرده و سیستم نیز بلافاصله پاسخ میدهد. میکروکامپیوترها، دستگاههای محاوره ای (فعل و انفعالی) هستند و این ویژگی آنهاست که باعث سهولت استفاده آنها میگردد.
فرهنگ لغات روانشناسي
تعاملی
فرهنگ لغات علوم سياسي
ارتباطی
مهندسی کامپیوتر:
aix (= advanced interactive executive)
ای آی اکس
دارای تاثیر بر یکدیگر،بین هم کار کننده
فرهنگ لغات رايانه
[محاورهای ، فعل و انفعالی ، تعاملی] عملکرد متقابل و گفتگویی شکل، مانند وقتی که کاربر سوال یا فرمانی را وارد کرده و سیستم نیز بلافاصله پاسخ میدهد. میکروکامپیوترها، دستگاههای محاوره ای (فعل و انفعالی) هستند و این ویژگی آنهاست که باعث سهولت استفاده آنها میگردد.
فرهنگ لغات روانشناسي
تعاملی
فرهنگ لغات علوم سياسي
ارتباطی
مهندسی کامپیوتر:
aix (= advanced interactive executive)
ای آی اکس
Interactive
واژگان مصوب فرهنگستان
[روانشناسی] تعاملی
مربوط به تعامل
مربوط به تعامل
interactive
واژهنامه انگلیسی به پشتو
محاوره يي